من خوب میدانستم به کدام جهنمی رفته بود. میدانستم قاتل روحم کیست. میدانستم که قاتلش به صحنه ی جرم باز میگردد. میدانستم ...
در برکه فرو رفتم... قوی سیاهی به سمتم می آمد لباس توری کبودم . همرنگ پوستم بود... و موهایم...
و موهایم...
و موهایم....
درختان آواز میخواندن ... ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ...
من در برکه به گند کشیده شده بودم و او بالای سرم اشک میریخت. همان ابله ای که مرا به کما برده بود...

عکس: من
لطفن با این موزیک خوانده شود...
Save
برچسب:
نویسنده: آرین عباسی