لولیتا - تاریخ: 1396/1/3 ساعت: 15:46
من در جلد یک عروسک گوشه ی اتاق شاهد سر ها و دست ها و پا ها و آه ها بودم غول چراغ جادو دختر را خورد و هسته اش را در هیچ جا نکاشت او در جلد یک عروسکگوشه ی اتاقبه پهلو ام می زد و می گفت ؟ +نگفتی؟ آنابل لی دیگر کدام خری است ؟ پ ن : عکس سلفی است . پ ن : آنابل لی (نام شعری از ادگار آلن پو)پ ن : لول
جادوگری در جلد گربه سیاه یک موش دارد. - تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 6:17
هندزوری در گوش در حال غرق شدن در کیلینت منسل گوشه ی اتاقم نشسته بودم داشتم تموم کار هایی که امسال کرده بودم را توی ذهنم درست مثل یک فیلم روی دور تند مرور میکردمآخر فیلم به خودم گفتم راضی ام ازت دلارام ... اول امسال نقاشی هایم پر از ایراد بود. تصویر سازی هایم قوی نبود . اطلاعات کمی در معماری داشت
NINJA - تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 0:16
مِ زَلَمِ هوچی نِمَچواَرایَه سَه هَر سکسکع مَکَم پ ن : عکس سلفی است
اگر قابوس ابن وشمگیر بودم در کدام قبرستان دفن میشدم؟ - تاریخ: 1395/12/26 ساعت: 0:48
بوی گند بهار برج آجریه جنگ دیده و پادشاه مسلمانی که معلوم نیست کدام قبرستانی دفن شده است .+زیر تپه هاست ویچ ؟ -نه!از سقف آویزونش کردن ویچ؟- نه! زیر این تپه ها چی داره ویچ - هیچ . زیر تپه ی دست سازبشر نه طلا بود نه قابوس ابن وشمگیر بود کوفت بود درد بود آجر بود تونلی تا خود جهنم بود
... - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 18:27
می بوسم ات بوسه هایم سم ندارند...
The Shallow Yellow Sky - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 18:27
حال من : اشک ریختم اشک ریختم عصبی شدم استپ کردم از اتاق بیرون رفتم دوباره پلی کردم نگاه کردم اشک ریختم اشک ریختم استپ کردم دور اتاق چرخیدم پلی کردم نگاه کردم نگاه کردم اشک ریختم استپ کردم و به کسی که معرفش به من بوده است لعنت فرستادم . خیلی خبیثی... خیلی. از فیلم روز شروع شده اروم و گنگ همه چی زیر ن...
س س س س س - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 18:27
ع ع ع ع عطسه سکوت سکوت سکوت کرختی ای در گلو و آب گلوگاه درخت لیمویی که تشنگی ام را برطرف نمیکند پ ن : بازگشت بانوی کوچک ژانویه رو تبریک میگویم ^___^ خوش اومدی قشنگم
برای زنان سرزمینم. - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 18:27
بخند ترانه به حالم بخند.... پ ن : نقاشی: من
شاعر شکوفه های گیلاس... (تصویر سازی 10-11-12 - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 18:27
+چرا قبرشو باز کردی؟ ویچ: قرار نبود اینقدر زود بمیره... شعر:غلامرضا بروسان-کتاب در آب ها دری باز شد.نقاشی: من 14 آذر... سالگرد غلامرضا بروسان... دخترش...و همسرش
خلا - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 18:27
هجده سالگی اغاز خلا بود باید خالی میشدم تا میتوانستم رشد کنم...سادگی و خلا هدف نبود هدف چیزی بالاتر از اینهاست... باید خالی میشدم باید در فضایی خالی قرار میگرفتم باید ساعت ها به چهره ها خیره میشدم باید ساعت ها به صفحه ی سفید دست نمیزدم... به یاد دارم وقتی برای اولین بار وال رو کشیدم نزدیک به چهلو پن...
واو الف لام - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 18:27
| مدل : وال کوهان دار.
The End - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 18:27
.
آخرین بازمانده :)) - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 9:24
تنها کوکی ای که از کودکی تا حال مرا کوک میکرد... پ ن : صبح یه جعبه کوکی آوردم تو اتاقم وسط کار هی هوس کردمو هی خوردمو هی هوس کردمو هی خوردم الان که رفتم سراغش دوباره دیدم فقط یه دونه مونده و من موندمو یه جعبه ی خالی و یه عالمه بسته ی خالی تر که بوی کوکی میده اصلن نمیدونید چه شکست عشقی ای خوردم .. کی...
او جادو شده بود. انسانی دوپا شده بود. چشمش را که باز کرد دریا در او بود نه او در دریا - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 9:24
گوشم را به گوش جسدش چسباندم هیچ صدایی جز صدای اقیانوس به گوش نمی رسید. اما در او یک ملوان هنوز زنده بود که داد میزد لنگر ها را بکشید... پ ن : مدل نقاشی ام: وال کوهان دار پ ن : صدای ملوان خیالم را راحت کرد سوار جارو ام شدم و به آسمان پرواز کردم.
اون چالشه که عکس میزارن از میز کارشون - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 9:24
پ ن : عذرخواهی بابت نامرتب بودن میز کار دوم... درحال کار روی پروژه ی این هفته ام هستم به هرقسمتش اگه دست میزدم همه چی بهم میریخت :دی پ ن : میز اول میز دنجیست برای خواندن کتاب... برای تفکر... برای ایده و خلاقیت.. برای خلق یک نوشته... خلق یه موزیک... خلق یک نقاشی ... پ ن : میز دوم میز عمل است! پ ن : ا...
پسر انسان رو دیدین؟ ورژن مونثش :دی - تاریخ: 1395/8/27 ساعت: 9:24
نقاش این اثرگفت: هرچیز که ما میبینیم خود چیز دیگری را پنهان میکند. ما همیشه میخواهیم چیزی که پنهان است را با چیزی که میبینیم، ببینیم اما این امکان پذیر نیست. انسانها اسرارشان را خیلی خوب پنهان میکنند. پ ن : نقاشی رنگ روغن اثر رنه ماگریت... نام اثر: پسر انسان پ ن : عکس = پدرجان... مدلش هم = ائورا
حواسی که هوس سم کرده بود... - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 0:43
چشمانم به جاده بود اما نگاهم نه .. کلمات از جلوی چشمانم می گذشتند حرف ها از جلوی چشمانم می گذشتند خیابان تاریک. نه به اندازه ی درونم میگذشت می گذشت می گذشت کلمات از جلوی چشمانم حواسم نبود پایم روی گاز بود حواسم نبود حواسم سم نوشیده بود و رفته بود بوق بوق بوق بوق ماشینم جیغ میکشید که هی دلا دلا دل دل...
نام تمام زنان سرزمینم ساریناست - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 0:43
گاهی هرچقدر هم که عقلانی به ماجرایی نگاه بکنید. باز قلبتان درد میگیرد. ولی تو قصه ی خودتو بکش نقاش بزار هرکی هرچی هست باشه . تو خودت باش... پ ن : سارینا . ش ن پ ن : نقاشی از سپهر خان -نه این که خودم بلد نباشما :دی تبلیغ کارتو میکنم : )) -
دیالوگی با یک قاتل + این یک تبلیغ وبلاگی نیست. این یک پیشنهاد برای بیشترخندیدن است (اضافه شد) - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 16:52
قاتل:یه تار موتو بهم میدی؟ آئورا:: )) واسه چی؟ قاتل:واسه تارم میخوام ^ ــــ^ آئورا:چرا حالا یکی؟ قاتل:دوتا دیگه رو دارم آئورا:از کی گرفتی؟ قاتل:دیگه زنده نیستن... آئورا:چرااا از کییا گرفتی قاتل:نمیدادن تار موشونو مجبور شدم به زور بگیرم ازشون آئورا:کشتیشون؟ قاتل:دلارام؟ آئورا:بله قاتل:یه تار مو بهم م...
چیز زیادی نمیگم . فقط خودتون ببینید دیگ -ــــــ- - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 16:52
آئورا: بله. فقط لطفن حواستون باشه موقع ثبت. اسمم سرهم نوشته میشه فامیلمم با ه دو چشمه خانم: باشه آئورا: متشکرم خانم. خدانگهدار خانم: خداحافظ بعد چند روز اینو به من دادن :| پ ن :درسته استفاده از چوب جادوگری در فضاهای عموم ممنوع است اما ایا من نمیتوانم چوبم را در حلق این خانم فرو کنم؟

برچسب‌های مرتبط

آخرین بازمانده قاجار | آخرین بازمانده تایتانیک | آخرین بازمانده | نام تمام زنان پیامبر | یعنی فراموشی فراموشی فراموشی | bb bbb bbbb | خودم با خودم آشتی میکنم | خودم با خودم | آهنگ خودم با خودم آشتی میکنم | دانلود خودم با خودم آشتی میکنم