سخت است تصور این که الان کجایی
یا تا کجای دریا بالا امده ای
فقط خواستم بگویم
چند کلمه باید
ردیف شود تا تو دوباره همان آدم قبل شوی؟
پ ن : بند و بساط را جمع کرده ام و بیرون زده ام. با یک وستای مشکی .اینطور سر خودم را این روز ها شیره میمالم سر خودم را گرم می کنم. سر. به . سر خودم می گذارم.
از آن سه بوم. یکیشان تمام شد. یکی اش در حال کار است. یکی دیگر را شروع کرده ام. یک پروژه ی جدید باز است و دو سه شیت از شیت های دانشگاه مانده است. میبینید؟!من می توانم سرم را حسابی گرم کنم و کمتر به دنیای بیرون فکر کنم. کمتر به شاعر. کمتر به تمام اتفاقات ناگوار این روز ها . سخت است.
میدانید؟ حال من اصلن خوب نیست. و نقاشی پشت نقاشی معادل سیگار پشت سیگار شماست.
برچسب:
نویسنده: آرین عباسی