خرید بک لینک

جادوگری که

حوالی شیپراک

خود را تاکسیدرمی کرده بود

جادوگری که

پرندگان روی موهایش

لانه می ساختند

عشق بازی می کردند

تخم می گذاشتند و صبح های زود

به پیک نیک می رفتند

جادوگری که

نگران دود چرخنده بر فراز کارخانه ها بود

جادوگری که

نام سرخپوستی اش

دلارام بود

اینروز ها

باد که در شاخ و برگ موهایش می پیچد

جای نجواهای عاشقانه

در گوش باد٬ شاخ می زند.

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 12:12

صفحه بندی