هادی پاکزاد رو که یادتونه؟
خودکشی کرد.
از هفت خرداد تاحالا که این مسئله رو متوجه شدم. دستم به قلم برای نوشتن اون لعنتی نرفت. من بهش خیلی مدیونم.علاقه مندم.و عاشق تک تک ترانه هاشم. من با تک تک ترانه هاش تصویر سازی کردم من با تک تک ترانه هاش. صداش. شعرهاش. ساعت های بدون باطری اش ساعت ها زندگی کردم. و زندگی کردم و زندگی کردم. به قدری که حسادت شاعر جان رو نسبت به هادی ای که نه تا به حال از نزدیک دیده بودمش و نه صحبت کرده بودم برانگیخته شده بود.اون شاعر و خواننده بعد از مدتها تازه داشت کار های خوبش رو رو میکرد. تازه داشت به یه جاهای خوب میرسید که ....
حالا اومدم بگم اینو و اینو ببینید..و بگم واقعن غمگینم از این که هادی پاکزاد بعد از مرگش بود که معروف شد و البومش نجومی فروش کرد...
حیف!
و
خیلی عوضی ای آقای پاکزاد.
+این که من یک خراسانی ام. هادی پاکزاد یک خراسانیست . غلامرضا بروسان یک خراسانیست. یک شوخی نیست. اما زنده بودن من و مرگ اون لعنتی ها یک شوخیست.
+ بیا آروم طوری که هیچکی نفهمه وسوسه ام کن ...
+خوشحالم که فاطمه زنده است (ف. ا)
برچسب:
نویسنده: آرین عباسی