باران که میبارد تو در راه نیستی
من و یک مشت بغض خاک الودِ که
در راه ایم
در همین راهی که نه شقایق دارد و نه
قایق
در همین خیابانی که درخت ها
از ترس بوق بوق بوق ها
پشت تیر چراغ برق ها قایم شده اند.
در همین راهی که ...
اصلن. راه را بیخیال
اینجارا ببین
اینجا باران دارد.
اینجا ترافیک دارد.
اینجا درد بی درمان دارد
باران که می بارد
اینجا
تو که نمی آیی هیچ. کوفت هم نمی آید.
پ ن : عکس سلفیی است.
پ ن : سه روز است که باران دارد می بارد. سه روز است که باران من را در خیابان خیس میکند.
برچسب:
نویسنده: آرین عباسی