
آنقدر با بافت قدیمی شهرم
پیوند خورده ام که
نیاز به مرمت دارم
پ ن : آنقدر راه بروی و ناخوداگاه خودت را در محله ی سرچشمه پیدا کنی. قاطی خانه ی تقوی ها قاطی خانه ی امیر لطیفی قاطی خانه ی ...
و رد بشوی و به امام زاده نور فقط خیره بشوی. راحت را کج کنی و بروی در کوچه آره... راحت را کج کنی بروی در کوچه

موهایت روی صورت قرمز شده ات از سرما
و سازدهنی ای لای انگشت های یخ زده ات
و قلبی که
مثل عهد نامه ی ترکمن چای
تکه تکه است.
تکیه دهی به دیوار و بنوازی ...
در کوچه ای که
تنگ است
و جز ارواح
کسی در آن قدم نمیزند...
پ ن :عکس و ادیت =من
برچسب:
نویسنده: آرین عباسی