مدت کوتاهی بود که صرفن حرف میزدیم و حرف میزدیم بی هیچ موزیکی... بی هیچ فیلم دیدنی... بدون حرف زدن درمورد گربه رو ها -و از اصل خودمان دور شده و پا به دنیای آدم ها گذاشته بودیم- .... از همان حرف های لوسی که تمام دوستپسر دختر ها باهم میزنند...
از سفر که برگشتیم گفتم به شدت کرخت شده ام . ویزارد گفت شدیم مثل بقیه ...
جفتمان گفتیم... اییییییییییی
میخندم...
میخندد.
.
.
موزیک مورد علاقه پلی شد
جریان آبی دورمان پیله شد
و دوباره همان موجوداتی شدیم که هیچکس
آنطور
تا به حال
نبوده است....
پ ن : عکس: ما (ویچ و ویزارد)
برچسب:
نویسنده: آرین عباسی